حسين علوى مهر
187
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
4 . تفسير آيات آفرينش انسان در قرآن بر اساس نظريهء تكامل انواع ، « 1 » كه انسان كنونى از موجود تك سلولى است و پس از ميليونها سال از نوعى به نوع ديگر تبديل شده تا به شكل ميمون ، سپس انسان نئاندرتال و پس از آن به شكل انسان كامل در آمده است . 5 . تفسير آيات معاد ، براساس ، انديشهها و افكار مادى علمى ، « 1 » حتى گروهى پا را فراتر از اين گذاشته و در تفسير معاد با انديشههاى مادى گفتهاند : آخرت واقعيت خارجى ندارد ، بلكه منظور ارزشهاى برتر ؛ مانند عدالت ، احسان ، انفاق و . . . مىباشد . 6 . تفسير آيات مربوط به معجزات انبيا ، به امور عادى كه از هر انسان ديگرى ساخته است ، نمونهء آن ، خشك شدن رود نيل و عبور حضرت موسى عليه السّلام و پيروانش از آن ، سپس پيوستن و پر شدن آب و در نتيجه غرق شدن فرعون و لشكريانش ، كه اين خشك شدن و پر شدن آب به جزر و مد آب دريا تفسير شده است ، و اين از مصاديق تفسير به رأى است . 7 . تفسير آيات مربوط به دين يهود ، نصارا ، صابئين و اسلام به « پلوراليزم و تكثرگرايى دينى » ( نه به معناى مدارا و همزيستى سالم ) به معناى اين كه دينهاى مختلف ، حقايق متعددند و هر كدام ( حتى در اين زمان ) حق مىباشد . و حق منحصر در اسلام يا تشيع نيست ، بلكه هر دينى خود حق است ، اگر چه يك دين بگويد : خدا يكى و ديگرى بگويد : خدا سه چيز است . يا به معناى اين كه حقيقت دين عريان است و در دسترس هيچ كس نيست و اختلاف در فهم دين است ، كسانى با فهم خاص خود يهودى شدهاند ، عدهاى با فهم ديگر مسيحى و برخى با فهمى ديگر مسلمان شدهاند « 3 » ( ولى اصل دين ، عريان و در قالب همهء اينها مىگنجد ) .
--> ( 1 ) ر . ك : دكتر يد اللّه سحابى ، خلقت انسان . ر . ك : مهندس بازرگان ، راه طى شده ( عنوانهاى اين دو نمونه ، برگرفته از : مبانى و روشهاى تفسيرى ، عميد زنجانى است ) . ( 3 ) ر . ك : مجلهء كيان ، شمارههاى 28 و 36 و 37 ، دكتر عبد الكريم سروش ، مقالههاى پلوراليزم دينى و صراطهاى مستقيم و بررسى آن . ر . ك : كتاب نقد ، ش / 4 ، با عنوان پلوراليزم و تكثرگرايى دينى .